مرتضى راوندى

409

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فشانم از جبين گوهر در آن خاك * ستانم از تو پاداشِ هنر را به كَس چون رايگان چيزى نبخشند * چه كبر است اين خداوندان زر را ؟ چرا بر يكدگر منّت گذارند * چه محتاجند مردم يكدگر را » « 1 » ميرزادهء عشقى « سيّد محمّد رضا ، فرزند حاج سيّد ابو القاسم كردستانى ، معروف به ميرزادهء عشقى ( تولد 1312 ه . ق - 1342 ه . ق ) از شعرا و نويسندگان ايران بعد از مشروطيّت ، به جهت اشعار تند انقلابى و حملات بىپروا به رجال دولت و نمايندگان مجلس مشهور بود ، در جريان جنگ جهانى اوّل همراه مهاجرين به استانبول رفت و اپراى رستاخيز شهرياران ايران را در آنجا نوشت ، از استانبول به همدان برگشت و از آنجا به تهران رفت و در روزنامه‌ها و مجلّات اشعار و مقالات سياسى و اجتماعى منتشر مىكرد ، مدّتى هم خودش روزنامه‌اى به نام قرن بيستم با قطع بزرگ در چهار صفحه منتشر مىساخت . هنگام رياست وزرايى وثوق الدّوله ، با قرارداد 1919 مخالفت كرد و مدّتى زندانى شد و زمانى كه زمزمهء جمهوريت بلند شد ، عشقى از جملهء مخالفين بود . عاقبت در تير ماه ( 1303 ه . ش ) در خانهء مسكونى خود در تهران هدف گلوله قرار گرفت و ظهر همان روز درگذشت ؛ جنازهء او را با احترام به « ابن بابويه » منتقل كردند و در آنجا مدفون شد . كليّات آثار عشقى مكرر به طبع رسيده است . » « 2 » در اشعار و آثار او ذوق و احساسات وطن‌پرستى و آزاديخواهى و اصلاح‌طلبى به‌هم درآميخته است ، در ميان شعراى ايران در جسارت و از خود گذشتگى و بيباكى كم‌نظير و بلكه بىنظير است ، عشقى مطالعات ادبى و اجتماعى عميقى نداشت و از احزاب و جمعيتهاى سياسى جهان قرن بيستم ، و مبارزات طبقاتى و علل تضاد منافع طبقات مختلف ، و راه حل مسائل و مشكلات اجتماعى ، چنان كه بايد آگاه نبود و چنين مىپنداشت كه با عيد خون و كشتن اقليّتى از عناصر فاسد و فرصت‌طلب مىتوان جامعه‌يى را دگرگون كرد و به سوى سعادت و بهروزى راهنمايى نمود ؛ غافل از اينكه تحول اجتماعى عميق ، قبل از استقرار دموكراسى و بدون آگاهى سياسى توده‌ها ، و ايجاد احزاب سياسى و بحث و انتقاد سالم در مجامع و مطبوعات در پيرامون مسائل مختلف ، امكان‌پذير نيست . دموكراسى و مشروطيّت امروز انگلستان ميوه و محصول شش قرن مبارزهء ملّت

--> ( 1 ) . ايرج ميرزا ، باهتمام دكتر محمد جعفر محجوب ، ص 164 . ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، مصاحب و ديگران ، ج 2 ، ص 1736 .